حسين بن سعيد الكوفي ( مترجم : صالحى )

115

الزهد ( زاهد كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى )

131 - اصبغ بن نباته گويد : در محضر امير مؤمنان علىّ عَلَيْهِ السَّلَامُ بودم كه مردى وارد شد و از دنيا و روزگار درد دل ؛ و نسبت به آن مذمّت و بدگويى كرد . امير المؤمنين عَلَيْهِ السَّلَامُ به او فرمود : دنيا براى كسى كه با آن راست باشد جايگاه درستى است ، براى كسى كه بخواهد زاد و توشه بر گيرد خانهء بى نيازى است ، براى كسى كه در آن هوشيارى و بصيرت داشته باشد خانه عاقبت انديشى است . دنيا سجده‌گاه دوستان و عاشقان خداست ، محل نزول وحى الهى است ، مصلّاى فرشتگان خدا است ، جايگاه تجارت اولياى پروردگارست كه در آن بهشت ، به دست مىآورند و رحمت و بركات خدا را سود مىبرند . چرا آن را مذمّت و بدگويى مىكنى ؟ ! همانا كه اعلان جدايى از آن داده شده ، خبر قطع رابطه با آن گفته شده ، خود و متعلّقاتش را براى همگان توصيف كرده است ؛ پس دنيا براى اهلش آزمايش ، گرفتارى و براى هوس‌رانان و دلشادان ، خوشى است كه با يك حادثه ناگوار از دست مىرود . و با يك تندرستى دورنگر ، اشتياق‌آميز ، ترسناك ، باز مىگردد . پس بعضى مردان ، دنيا را با پشيمانى بدگويى كنند و عدّه‌اى ديگر آن را تعريف و تمجيد كنند ، دنيا ايشان را ياد آور باشد و متنبّه گردند ، دنيا با ايشان سخن گويد و آن را تصديق نمايند . اى كسى كه دنيا را سرزنش مىكنى و خود را در قبال غرور آفرينىهاى آن عليل و ناتوان مىشمارى ، چه زمانى دنيا برايت مذموم گشته و تو را مغرور خود كرده است ؟ آيا بوسيله جايگاه‌هاى پدرانت درون خاك‌ها ؟ يا بوسيله خوابگاه‌هاى پوسيده مادرانت ناپسند گشته است ؟ چند مرتبه با دست خود به مريضى افتاده‌اى ؟ چقدر به دست خود عليل و ناتوان گشته‌اى ، كه در انتظار شفاى آن بوده‌اى ؟ از پزشكان درخواست نسخه و دارو نمودى و برايت سودى نبخشيد و به خواسته‌ات دست نيافتى ؟ دنيا خود را با جايگاه افتادن و نابودى ، برايت به نمايش در آورد . پس چه نيكوست گريه‌ات فانى و نابود نگردد ، با آنكه يقين دارى كه دوستانت ( در لحظه‌هاى حسّاس ) سودى برايت ندارند .